اهمیت رضایت شغلی کارکنان و راهکارهای بهبود آن

رضایت شغلی - رایارسام

رضایت شغلی مهم‌ترین متغیر در حیطه رفتار سازمانی محسوب می‌شود و عاملی برای افزایش کارایی و احساس رضایت فردی کارکنان است. در سایه رضایت شغلی، امنیت شغلی کارکنان تضمین می‌شود و تا میزان اطمینان ۹۵% بر توانمندی کارکنان موثر است.

یکی از جنبه‌های رضایت شغلی که معمولا نادیده گرفته می‌شود، ارتباط آن با سلامت کارمندان است. افراد ناراضی از شغل خود مستعد ابتلا به امراض گوناگون، از سردردهای جزیی گرفته تا بیماری‌های قلبی هستند.

توانمندسازی امروزه به یکی از دغدغه‌های مدیران تبدیل شده است، زیرا مدیران دریافته اند که افراد، یک سوم یا بیشتر از اوقات خود را در محل کار می‌گذرانند. تواناسازی کارکنان موجب افزایش مبنای قدرت و منزلت در محل کار است. انسان‌هایی که به توانمندی‌های خویش واقف هستند بیشتر دل به کار می‌دهند و در کار مشارکت می‌کنند. به طور کلی توانمندی زمانی اتفاق می‌افتد که کارکنان آموزش دیده از کار خود رضایت داشته و دارای انگیزه باشند و به خوبی رهبری شوند و به افرادی که در اتخاذ تصمیم مشارکت دارند، متناسب با عملکرد پاداش داده شود.

رضایت شغلی

رضایت شغلی در یک مفهوم، خشنودی و ارضای نیازهای اصلی در محیط کار عنوان شده است. رضایت شغلی که نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغلش می‌باشد، زاییده عواملی نظیر شرایط محیط کار، نظام سازمانی شغل، روابط حاکم بر محیط کار و تاثیر عوامل فرهنگی است. می‌توان نتیجه گرفت که رضایت شغلی، احساسی روزانه بوده و از عوامل اجتماعی نیز متأثر است. رضایت شغلی عاملی برای افزایش کارایی و احساس رضایت فردی است و هر مسئولی در صدد افزایش رضایت شغلی در کارکنان خود می‌باشد و از طرفی می‌توان چنین گفت که، افزایش رضایت شغلی منجر به تعهد سازمانی قوی‌تر در افراد شده و در نتیجه موجب کاهش جابجایی کارکنان می شود.

رضایت شغلی افراد و اعضای هر سازمان به سه دلیل اهمیت دارد:

۱- بررسی‌ها نشان داده است که افراد ناراضی، سازمان را ترک می کنند و بسیاری از آنان استعفا می‌دهند.
۲- کارکنان راضی از سلامت بهتری برخوردار بوده و طول عمر بیشتری دارند.
۳- رضایت از کار، پدیده ای است که از مرز سازمانی فراتر می‌رود و آثار آن در زندگی خصوصی فرد و خارج از سازمان قابل مشاهده است.

نتیجه تحقیقات به عمل آمده نشان می‌دهد افرادی که از شغل خود رضایت دارند کمتر غیبت می‌کنند و یا سازمان خود را برای پیدا کردن شغلی بهتر ترک نمی‌کنند، برخورد نامناسب با ارباب رجوع ندارند، برای خود و سازمان، مشکل ایجاد نمی‌کنند، با دلگرمی و رغبت بیشتری وظایف خود را انجام می‌دهند و از سلامت جسمی خوبی برخوردارند. یکی از جنبه‌های رضایت شغلی که معمولا نادیده گرفته می‌شود، ارتباط آن با سلامت کارمندان است. افراد ناراضی از شغل خود مستعد ابتلا به امراض گوناگون، از سردردهای جزیی گرفته تا بیماری‌های قلبی هستند. یکی دیگر از نشانه‌های نارضایتی شغلی، وجود پریشانی روانی در سازمان می باشد. مدیران با تجربه می‌دانند که بخشی از آفت‌های سازمانی، مربوط به نیروی انسانی ناسالم و پریشان حال است. کارمندی که گرفتار روان پریشی است می‌تواند عمدی یا غیر عمدی مجموعه‌ای را به تخریب بکشد و موجب ضرر و زیان شود.

آخرین مطلبی که باید در ارتباط با اهمیت رضایت شغلی مطرح نمود، پیرامون آثاری است که این پدیده بر کل جامعه خواهد گذاشت. هنگامی که کارکنان و اعضای یک سازمان ار کار خود لذت می‌برند، زندگی شخصی آن‌ها در خارج از سازمان بهبود می‌یابد و بالعکس، یک کارگر یا کارمند ناراضی، نگرش منفی خود را به خانه و جامعه انتقال می‌دهد.
با توجه به آثار نامطلوب نارضایتی شغلی، مزایای حاصل از رضایت شغلی کارکنان به همه‌ی افراد جامعه تاثیرگذار خواهد بود.

عوامل موثر بر رضایت شغلی:

۱- عوامل سازمانی از قبیل میزان حقوق، ترفیعات و خط و مشی‌های سازمانی.
۲- عوامل محیطی از قبیل سبک سرپرستی، گروه کاری و شرایط کاری.
۳- ماهیت کار. کار به خودی خود نقش مهمی در تعیین رضایت شغلی دارد. محتوای شغل دارای دو جنبه است، الف) محدوده شغلی، شامل میزان مسئولیت، اقدامات کاری و بازخورد آن. ب) محتوای شغل و تنوع کاری.
۴- عوامل فردی. در حالی که محیط سازمان و ماهیت شغل، عوامل تعیین کننده در رضایت شغلی هستند، صفات و ویژگی‌های فردی نیز بسیار مهم است. افرادی که به طور کلی نگرش منفی دارند همیشه از هر چیزی که به شغل آن‌ها مربوط است شکایت دارند.

 

راهکارها و پیشنهادها:

۱- شناسایی دقیق انگیزه‌های شغلی کارکنان و تقویت آن‌ها در درون سازمان.
۲- از بین بردن عوامل عدم رضایت شغلی کارکنان.
۳- برقراری ارتباطات معقول و منطقی بین مسئولان و کارکنان زیرمجمومه.
۴- ارزش دادن به تلاش‌ها و فعالیت‌های مثبت کارکنان.
۵- تقویت روحیه کارکنان با برطرف کردن مشکلات شخصی یا سازمانی آنان.
۶- اعمال تشویقات مناسب در مورد کارکنان با انگیزه به منظور تاثیرگذاری بر دیگر افراد.
۷- تامین امنیت شغلی کارکنان.
۸- رسیدگی به مسائل و مشکلات معیشتی کارکنان به منظور از بین بردن زمینه‌های نارضایتی آنان.
۹- توانمندسازی کارکنان با ارتقای مهارت ها.